___CloseD___ روز اول وقتي بساط دلمونو اينجا پهن کرديم و دلمون گرفته بود ،اومديم اينجابنويسيم تا شايد بتونيم يه خورده دل پرمونو خالي کنيم و اما انگار راهمونو اشتباه اومده بوديم . اينجا برامون جايي بود که گهگاه مي اومديم و يه سراغ ساده اي از دل مي گرفتيم امانشد ، شايدم تقصير خودمون شدکه گهگاه به جاي نظر چيزاي ديگه نوشته ميشد اما به هر حال دلمونو پر کردن و . . .ما مي ريم شايد از رفتنمون آب از آب تکون نخوره و اوناييم که زياد دوسمون نداشتن خوشحالم بشن اما بودن کسايي که برامون هميشه عزيزبودن و هستن .ميخوام به همه ي اونايي که اومدن و بهمون سر زدن چه اونايي که نظر دادن و چه اونايي که ندادن دس مريضاد بگم و بگم خوشحالمون کردين . از همون روزاي اول بايد اينارومي نوشتم اما . . . يه کم کوتاهي کرديم . ميخوام اول از داداش امين تشکر کنم که اولين کمکا رو اون بهمون کرد ،از ثبت وبلاگ تا به امروز. از داداش فرشاد که برامون استاد آنلاين بود ، و کلي با سوالاي مزخرفمون کلافه اش کرديم . تازه اون هيدر بالاي وبلاگ هم کار داش فرشادمون بود ها . کلي باحال بود. دست و پنجه ات درد نکنه استاد! ما فعلا ميريم اما شايد يه روزي که نمي دونم کيه بازم برگشتيم و بازم سرتونو درد آورديم . . . تا فردا.
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط pariSa
من پریسا.20سالمه.دانشجوی کامپیوتر.یه ذره زیادی احساساتی و دیوونه.