تبليغاتX
سراغ ساده ای از دل بگیریم

من و تو مثل دوتا خط می مونیم که توی دفتر مشق اسیر شدن

نرسیدیم به هم و آخرش هم تو همین دفتر کهنه پیر شدیم

بی هم و کنار هم روزا گذشت دستای من نرسید به دست تو

می دونیم که ما به هم نمیرسیم اگه با شکست من شکست تو

       ما به هم نمیرسیم آخر بازی همینه

       آخر عشق دوتا خط موازی همینه

اگه من بشکنم و تو بی خیال بگذری از من و تنهام بذاری

اگه با تموم این خاطره ها تو همین دفتر مشق جام بذاری

بعد اون دیگه نه من مال منه نه تو تکیه گاه این شکسته ای

بیا عاشق بمونیم کنار هم نگو از این نرسیدن خسته ای

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط pariSa  | 

madem ki istiyorsun oyle iste durma giiiiiiT

beni dushunme rahat ol yanliz kala bilirim

sende bilirsiz hich bir aji sonsuza kadar surmez

hata har an yeniden seve bilirim

olmazdi bende biliyorum haklisin haydi giiiiiiiiiiit

korkma seninle garchekden dost ola bilirim

aslinda bende ozun zamanan beridir sana aylilmak istedimi soylemedim haydi giiiiiiiiiiiit

GiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiT GiiiiiiiiiiiiiiiiiiiT giiiiiiiiiiiiiiiiiiiTmeeeeeeeeeeeee duuuuuuuuuuuuur neolursun

gitme kal yalan soyledim doro deyir ayriliga daha hich hazir degirim

aramizda yashanajak yarim kalan bisheyler var

gitme dur daha shimdiden delilergibi ozledim

ikimiz ichin de doro olan boylesi giiiiiit

inan bana sandin kadar uzgun deyirim

ichimde yep yeni bir hayata bashlamanin sevinji ve heyejani var artik giiiiiiiit

GiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiT GiiiiiiiiiiiiiiiiiiiT giiiiiiiiiiiiiiiiiiiTmeeeeeeeeeeeee duuuuuuuuuuuuur neolursun

gitme kal yalan soyledim doro deyir ayriliga daha hich hazir degirim

aramizda yashanajak yarim kalan bisheyler var

gitme dur daha shimdiden delilergibi ozledim

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط pariSa  | 

دوباره برگشتم...

سلام...دیدین گفتم یه روزی برمی گردم...ولی این دفعه تنها اومدم یعنی بدون نگار...نمی دونم شاید دل نگار به اندازه ای که دل من می گیره نمیگیره...آره برگشتم ولی با یه دل پر پر...درسته به خاطر اذیت یه عده که بدجوری ناراحتم کرده بودن اینجارو بسته بودم ولی الان انقد دلم پر هست که دیگه اذیت اونام کار ساز نیست که اینجارو ببندم...میدونین دلم خیلی برا اینجا تنگیده بود...کاش آدم تو زندگی به چیزای بی جان دل ببنده آخه اونجوری اون چیزای بی جان یه هویی پشتش رو خالی نمی کنن...خلاصه اومدم فقط بهتون بگم که دوباره اینجا میشه تنها پناهگاهم...وقتی از آدما دلسرد میشم یادم بیافته که هنوز یه جائی دارم که توش خودمو خالی کنم...تا بعد...بابای...

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط pariSa  | 

                                             ___CloseD___
روز اول وقتي بساط دلمونو اينجا پهن کرديم و دلمون گرفته بود ،اومديم اينجابنويسيم تا شايد بتونيم يه خورده دل پرمونو خالي کنيم و اما انگار راهمونو اشتباه اومده بوديم .
اينجا برامون جايي بود که گهگاه مي اومديم و يه سراغ ساده اي از دل مي گرفتيم امانشد ، شايدم تقصير خودمون شدکه گهگاه به جاي نظر چيزاي ديگه نوشته ميشد  اما به
هر حال دلمونو پر کردن و . . .ما مي ريم شايد از رفتنمون آب از آب تکون نخوره و اوناييم که زياد دوسمون نداشتن خوشحالم بشن اما بودن کسايي که برامون هميشه عزيزبودن
 و هستن .ميخوام به همه ي اونايي که اومدن و بهمون سر زدن چه اونايي که نظر دادن و چه اونايي که ندادن دس مريضاد بگم و بگم خوشحالمون کردين .
 از همون روزاي اول بايد اينارومي نوشتم اما . . . يه کم کوتاهي کرديم . ميخوام اول از داداش امين تشکر کنم که اولين کمکا رو اون بهمون کرد ،از ثبت وبلاگ تا به امروز.
از داداش فرشاد که برامون استاد آنلاين بود ، و کلي با سوالاي مزخرفمون کلافه اش کرديم . تازه اون هيدر بالاي وبلاگ  هم کار داش فرشادمون بود ها . کلي باحال بود.
دست و پنجه ات درد نکنه استاد!
ما فعلا ميريم اما شايد يه روزي که نمي دونم کيه بازم برگشتيم و بازم سرتونو درد آورديم . . . تا فردا.
 
                 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط pariSa 

اشكامو پاك كنم يا نه؟!     دوسم داري يا نداري؟!

تكليف عشقمون چيه؟!      عاشقي يا مسافري؟!

اشكامو پاك كنم يا نه؟!

بگو تو مي موني باهام؟!

              يا اشك و هديه مي كني وقت جدائي به چشام؟!

جواب اشكامو بده     يه جائي دارم تو دلت؟!

يا عشق ناقابل من    كهنه شده تو خاطرت؟!

بگو بگو بهم بگو      پيشم مي موني تو هنوز؟!

تورو خدا تنهام نذار    تو كه دوسم داشتي يه روز

با غم عشقت چه كنم؟!    بمونم يا بميرم؟!

اشكامو پاك كنم يا نه؟!     گريه رو از سر بگيرم؟!

                                                                                   <پریسا>

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط pariSa  | 

***زندگي زيباست نه به زيبائي حقيقت

حقيقت تلخ است نه به تلخي جدائي

جدائي سخت است نه به سختي تنهائي

***********************

***براي رسيدن به چيزي كه تا حالا بهش نرسيدي بايــــــــــــــــــــــــد

كسي بشي كه تا حالا نبودي

***********************

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط pariSa  | 

خدا رودوست دارم چون با هر usernameكه باشم منو connect مي كنه

خدا رودوست دارم چون تا نخوام منو dc نمي كنه

خدا رودوست دارم براي اينكه با يه delete همه چي رو پاك ميكنه

خدا رودوست دارم براي اين همه friend كه برام add مي كنه

خدا رودوست دارم براي اين همه wallpaper كه update میکنه

خدا رو دوست دارم چون با اين كه خيلي بدم امامنو boot  نمی کنه

خدا رودوست دارم چون با این که همه چیمو می دونه اما send to all نمی کنه!!!

                                                                                                            ـ نگارـ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط pariSa  | 

چند تا جمله هستش كه از اين ور اون ور شنيدم ببينين خوشتون مي ياد ...

_اگر خداي نخواسته از دست دختري كشيده اي نوش جان كردي و در پي اين عمل زشت به گريه افتاد مطمئن باش كه عاشقته...(داشته باشين آقا پسرا)

_وقتي دختري پسري رو دوست داره بزرگترين خطاي اونو مي بخشه ولي وقتي از پسر خوشش نمي ياد پاكدامني شو هم گناه مي دونه...

_اگر كسي را دوس داشته باشي و از دستش بدي بهتر از اينه كه هرگز كسي رو دوس نداشته باشي...(جدي جدي اينطوريه؟)

_ميگن يه نفر دوبار ميميره...يه بار مرگ عشق تو دلش و ديگه كسي رو دوس نداره بار ديگه وقتيه كه زندگي رو وداع ميگه اما مرگ زندگي در برابر مرگ عشق ناچيز هستش...

_وقتي بارون مي باره...هر چقد كه بتوني قطره بگيري همون اندازه دوسم داري هر چقد كه نتوني بگيري من دوست دارم(برات زيادي نباشــــــــــــــــــــــــه؟)

_ميدوني عشق شبيه چيه؟ديدي بعضي از بچه ها هر چي داروي رنگي رنگي پيدا مي كنن زود مي خورنش به خيال اينكه خوشمزست و طعم شگلات شيرين و ميده در حاليكه نه اينكه خوشحالشون نمي كنه ضررم داره براشون ...عشقم عين همينه قبل از اينكه تجربه كني شيرين ترين احساس دنياست در حاليكه بعداْ انقد ضربه مي خوري كه ميبيني شيرين كه نيست هيچ تازه تلخم هست...يعني آدم و عين اون داروهاي رنگي قول مي زنه...

                                                                                                                                    <پریسا>

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط pariSa  | 

از کجا معلوم که دوستم داری؟!

از چشمهایت که اشک آلود است از سر عاشقی. . .

 از نگاهت که  مهربان است از سر عاشقی. . .

از دستانت که مرا بهانه می کند. . .

از لبانت که مرا زمزمه می کند . . .

از دلت که برای من می تپد. . .

از روزگاری که به خاطرم سپری کردی. . .

                                          هیچکدام دلیل نمی شود. . .!!!

                                                                                                            <نگار>

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط pariSa  | 

هميشه ميگن:"بعد هر گريه خندست"،"بعد هر غمي شادي"،"پايان شب سيه سپيد است"،"در نااميدي بسي اميد است"...ولي نمي دونم چرا هميشه دل من بر عكسشو تجربه كرده...وقتي خوشحال بودم هميشه بعدش يه چيزي باعث شده كه ناراحت شم و به دوست هميشگيم يعني گريه پناه ببرم و...خوب ديگه اينم از شانس مزخرف من هستش...

تو هر بازي يه نفر مي بازه يه نفر مي بره ...حالا نميدونم تو اين بازي چرت و احمقانه ي زندگي چرا هميشه باختن نصيب من ميشه...شايدم تقصير خودم كه باعث ميشم هميشه ازم ببرن...

دلم خيلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي گرفته...خسته شدم انقد آهنگ آروم گوش دادم...انگار دارم يه جورائي با آهنگا حرف مي زنم ...باهاشون دعوا مي كنم ،جرو بحث مي كنم، آخرشم به جائي نمي رسم و دوباره يه آهنگ ديگه...تك تك كلماتشون و لمس مي كنم... الان دارم اينو گوش مي دم ببينين خوبه؟

چشم من بيا من و ياري بكن گونه هام خشكيده شد كاري بكن

غير گريه مگه ميشه كاري كرد؟! كاري از ما بر نمياد زاري بكن

اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمي ياد تا قيامت دل من گريه ميخواد

هر چي دريا رو زمين داره خدا با تمام ابراي آسمونا

كاشكي ميداد همرو به چشم من تا چشام به حال من گريه كنن

اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمي ياد تا قيامت دل من گريه ميخواد

دلم داره مي تركـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه...

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط pariSa  |